معنی درکة
6 بازدید
[ دَ رَ کَ ] (ع اِ) درکه. منزلت، هرگاه نزول آن در نظر گرفته شود و با در نظر گرفتن صعود آن درجه خواهد بود. ج، دَرَکات. و درکات النار منازل اهل آتش و جهنم است، و گویند الجنة درجات و النار درکات. (از اقرب الموارد). پایهٔ زیرین و طبقهٔ دوزخ. (غیاث) (ناظم الاطباء): بدانم که با این مشتی خاک لطف خداوندی چه فضلها کرده و از کدام درکه به کدام درجه رسانیده. (مرصاد العباد). لظی، درکه ای در دوزخ. (ترجمان القرآن جرجانی).[ دِ کَ ] (ع اِ) حلقهٔ زه و وتر. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). حلقهٔ زه کمان که در فُرضه افکنند. (یادداشت مرحوم دهخدا). || دوالی که بدان زه کمان را پیوند کنند. || پاره ای از رسن و جز آن که بدان تنگ اسپ و شتر را اگر کوتاه باشد پیوند نمایند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «درکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر