معنی درپوشاندن
7 بازدید
[ دَ دَ ] (مص مرکب) پوشاندن. در بر کردن. به تن کسی کردن : ابراهیم بر شتری نشست و به مقام اسماعیل آمد و هاجر را گفت که سر اسماعیل را شانه کن... و جامه های نیکو درپوشان. (قصص الانبیاء ص ۵۱). رجوع به پوشاندن شود.
کلمات همقافیه با «درپوشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر