معنی درپراکندن
7 بازدید
[ دَ پَ کَ دَ ] (مص مرکب) پراکندن : دیگر لشکر با پیشروان به خراسان درپراکند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۲۲). رجوع به پراکندن شود.
کلمات همقافیه با «درپراکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر