معنی درپاش
6 بازدید
[ دُ ] (نف مرکب) درپاشنده. دربار: چون از سرقصه های درپاش شد قصه قیس در جهان فاش.نظامی.
کلمات همقافیه با «درپاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر