معنی درویشنواز
9 بازدید
[ دَرْ نَ ] (نف مرکب) درویش نوازنده. نوازندهٔ درویش. درویش دوست. درویش دار: درویش نواز و میهمان دوست اقبال درو چو مغز در پوست.نظامی.
کلمات همقافیه با «درویشنواز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر