معنی درویشخسرو
5 بازدید
[ دَرْ خُ رَ / رُو ] (اِخ) پیشوا و رئیس نقطویهٔ قزوین در عهد شاه عباس اول صفوی. بنا بقول مورخین عصر صفوی وی نسبت پستی داشت و از مردم فرومایهٔ قزوین بود اما در بین نقطویه اندک اندک اهمیتی یافت و در قزوین دستگاه ارشاد چید و مسجد و تکیه ای برای خود ترتیب داد وعده ای مرید نیز پیرامونش جمع شدند. گویند شاه عباس خود یک چند در تکیهٔ او رفت و آمد میکرد و سرانجام در وقتی که عازم سفر لرستان بود بفرمود تا درویش خسرو و مریدانش را گرفتند (۱۰۰۲ هـ . ق.) و هنگامیکه از سفر مزبور بازگشت همهٔ آنها را بقتل رسانید. (از دایرة المعارف فارسی). و رجوع به سبک شناسی بهار ج ۳ ص ۲۵۵ شود.
کلمات همقافیه با «درویشخسرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر