معنی دروک
7 بازدید
[ دُ ] (اِ) هیزم باریک. (برهان) (آنندراج) (جهانگیری). تراشهٔ چوب و تخته. (ناظم الاطباء).[ دَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان سنگان بخش میرجاوه شهرستان زاهدان. واقع در ۴۵هزارگزی جنوب باختری میرجاوه و کنار راه فرعی میرجاوه به خاش. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ دُ ] (اِخ) دهی است از دهستان فروغن بخش ششتمد شهرستان سبزوار. واقع در ۳۶هزارگزی باختر ششتمد و ۴ هزارگزی جنوب کال شور، با ۲۹۸ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «دروک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر