معنی درونگرائی
7 بازدید
[ دَ گَ / گِ ] (حامص مرکب)در اصطلاح روانشناسی، عمل درون گرا. حالت درون گرا. باطن گرایی. میل به باطن. توجه و تمایل به ضمیر و نهان و دل. در مقابل برون گرایی است حاکی از دو نوع شخصیت متناقض. فعالیت کلی یا شوق و کشش در شخص برونگرا آفاقی است و متوجه دنیای خارج و در درونگرا انفسی است یعنی متوجه به درون شخص. هر فرد به این هر دو متمایل است اما همواره بر اثر محیط و خصوصیات خلقی یکی بر دیگری تفوق دارد و بنحو بارزی شکار می شود. برونگرائی حاد فرار نامعقول و غیرمنطقی از نفس و نمایش دادن احساسات در جمع است و درونگرائی حاد عقب نشینی به دنیای درون است و در این حال خیالبافی جانشین واقع بینی شود. (از دائرةالمعارف فارسی ).
کلمات همقافیه با «درونگرائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر