معنی درونک
5 بازدید
[ دَ نَ ] (اِ مصغر) مصغر درون. (برهان). رجوع به درون شود.[ دَ نَ ] (اِ) بیخی است دوائی شبیه به عقرب که آن را درونج عقربی گویند و درونج معرب آن است. (برهان). درونج. درونه. خانق النمر. و رجوع به درونج شود.
کلمات همقافیه با «درونک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر