معنی درونسوخته
5 بازدید
[ دَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) سوخته درون. آنکه دل او سوخته باشد. گرفتار اندوه و تاثر شدید. دلسوخته : گر درون سوخته ای با تو برآرد نفسی چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسی. سعدی.
کلمات همقافیه با «درونسوخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر