معنی درونستان
5 بازدید
[ دَ نِ ] (اِ مرکب) معبد. || تابوت زراندود. || مقبرهٔ زراندود. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «درونستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر