معنی دروغ کردن
6 بازدید
[ دُ کَ دَ ] (مص مرکب) خلاف کردن. به ناراستی کشاندن. - دروغ کردن وعده را؛ خلف وعد. خلاف، اخلاف وعده. (یادداشت مرحوم دهخدا). - دروغ کردن در سخن؛ سمهجة. (منتهی الارب ).
کلمات همقافیه با «دروغ کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر