معنی دروغآزمای
6 بازدید
[ دُ زْ / زِ ] (نف مرکب) دروغ آزما. آزمایندهٔ دروغ. دروغگو. کذاب : نکوهیده باشد دروغ آزمای سوی بندگان و بسوی خدای.ابوشکور. به گفتار مرد دروغ آزمای کسی بر تو از تو گرفتست جای.فردوسی. دروغ آزمای است چرخ بلند تو دل را به گستاخی اندر مبند مکن دوستی با دروغ آزمای همان نیز با مرد ناپاک رای.فردوسی. زبانی که باشد بریده ز جای از آن به که باشد دروغ آزمای.اسدی. هر آن کس که باشد دروغ آزمای نکوهیده باشد به نزد خدای. شمسی (یوسف و زلیخا).
کلمات همقافیه با «دروغآزمای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر