معنی دروغ‌آزمای

معنی دروغ‌آزمای

6 بازدید
[ دُ زْ / زِ ] (نف مرکب) دروغ آزما. آزمایندهٔ دروغ. دروغگو. کذاب : نکوهیده باشد دروغ آزمای سوی بندگان و بسوی خدای.ابوشکور. به گفتار مرد دروغ آزمای کسی بر تو از تو گرفتست جای.فردوسی. دروغ آزمای است چرخ بلند تو دل را به گستاخی اندر مبند مکن دوستی با دروغ آزمای همان نیز با مرد ناپاک رای.فردوسی. زبانی که باشد بریده ز جای از آن به که باشد دروغ آزمای.اسدی. هر آن کس که باشد دروغ آزمای نکوهیده باشد به نزد خدای. شمسی (یوسف و زلیخا).

کلمات هم‌قافیه با «دروغ‌آزمای»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ای» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید