معنی دروشة
6 بازدید
[ دَرْ وَ شَ ] (ع مص) کار درویشان را کردن. (از اقرب الموارد). درویشی. تَدَروُش. (از اقرب الموارد): نشأ فقیراً و سلک طریق المشیخة و الدروشة فطاف البلاد و زار مرقدالشیخ عبدالقادر الکیلانی. (خلاصةالاثر). و رجوع به درویش و درویشی شود.
کلمات همقافیه با «دروشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر