معنی دروس
7 بازدید
[ دُ ] (ع مص) ناپدید شدن نشان. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ناپدید شدن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). || ناپدید کردن باد نشان را، لازم و متعدّی است. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). امحاء. طموس. (یادداشت مرحوم دهخدا). || حائض گردیدن زن. (از منتهی الارب ) (از المصادر زوزنی) (از ذیل اقرب الموارد). || کهنه شدن جامه. (از منتهی الارب ) (از ترجمان القرآن جرجانی) (المصادر زوزنی). قدیمی و کهنه شدن چیزی. (از اقرب الموارد). مندرس شدن : چرا که پوست تو ز آفت عفونت و پوسیدگی دورتر بود و از دروس و ناچیز شدن به سلامت نزدیکتر. (ترجمهٔ محاسن اصفهان آوی ص ۱۶). || از بین رفتن اثر و نشان چیزی. (از اقرب الموارد). || نکاح کردن زن را. (از ذیل اقرب الموارد از اساس البلاغة). دَرس. و رجوع به درس شود.[ دُ ] (ع اِ) جِ دَرس. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به درس شود.[ دَرْ رو ] (اِخ) سابقاً دهی بوده است از بخش شمیران شهرستان تهران. واقع در ۴هزارگزی جنوب خاوری تجریش و در خاور قلهک و جنوب قریهٔ چیذر و مغرب سلطنت آباد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱). از حدود سال ۱۳۲۶ هـ . ش. تعداد نسبةً کثیری خانه و عمارت تازه در آن ساخته شده و و در حال حاضر از جمله کویهای مسکونی نزدیک تهران محسوب می شود و بوسیلهٔ جادهٔ قدیم شمیران و جادهٔ سلطنت آباد به تهران متصل است. (از دائرةالمعارف فارسی ).
کلمات همقافیه با «دروس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر