معنی دروزن
11 بازدید
[ دَ؟ ] (اِخ) ذکر ماسح و سوادی که در آن مقادیر مساحت شدهٔ زمینها را ثبت کند. (مفاتیح، در مواضعات ذکور و دفاتر).[ دِ رَ / رُو زَ ] (نف مرکب) حصّاد و دروگر. (ناظم الاطباء). دروندهٔ غله. (از شعوری ج ۱ ورق ۴۵۰).
کلمات همقافیه با «دروزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر