معنی دروبطارس
5 بازدید
[ دَ بِ رِ ] (معرب، اِ) معرب از یونانی . به لغت یونانی رستنیی باشد مانند سرخس و آن بیشتر بر درخت بلوط کهنه پیچیده شود و اگر آنرا با شاخ و برگ و بیخ بکوبند و بر بیخ موی ضماد کنند موی را ببرد و فالج و لقوه را مفید است. (برهان) (آنندراج). بلوطی یا سرخس بلوط، و آن خبزیست که بر درخت بلوط کهن پیچیده می شود مانند سرخس اما کوچکتر بود و در وی حلاوتی بود و اندکی تیزی و تلخی، اما اصل وی با وجود شیرینی و تیزی و تلخی عفص بود و قابض و محقن و در غایت حرارت بود. (از اختیارات بدیعی). به معنی ولدالبلوط است چه آن گیاهی است که از درخت بلوط می روید و بر او می پیچد و نوعی از بسفایج، و بیخش مشبک و بهم پیچیده و مزغب و شیرین و باعفوصت و صلب و براق و سیاه و سرخ و تیره رنگ نیز می باشد و برگش مثل برگ نرگس و با حلاوت و تندی و تلخی است. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). در ترجمهٔ فرانسوی مفردات ابن بیطار علاله به عین آمده و مترجم آنرا محرف «علامة» می داند. بلوطی. دیک. سرخس نر. سرخس البلوط. علالة. علامة. غلالة.
کلمات همقافیه با «دروبطارس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر