معنی دروازهشکن
8 بازدید
[ دَرْ زَ / زِ شِ کَ ] (نف مرکب) دروازه شکننده. شکنندهٔ دروازه : پنج پیل نر خیاره و پنج مادهٔ دیوارافکن دروازه شکن بباید باشد که بکار آید شهری را که حصار گیرند. (از تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۰۰).
کلمات همقافیه با «دروازهشکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر