معنی دره شور

معنی دره شور

[ دَرْ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بویراحمد سردسیر بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان. واقع در ۴۶هزارگزی شمال خاوری بهبهان، با ۱۵۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. ساکنین آن از طایفهٔ بویراحمدی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ دَرْ رَ ] (اِخ) دهی است از بخش دهدز شهرستان اهواز. واقع در ۷ هزارگزی باختر دهدز و یکهزارگزی جنوب راه مالرو ده کهنه به پل شاهلو. آب آن از چشمه و قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ دَرْ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حاجی آباد ایزدخواست بخش داراب شهرستان فسا. واقع در ۶۰هزارگزی جنوب داراب در دشت ایزدخواست، با ۶۰۶ تن سکنه. راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ دَرْ رَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان دشمن زیاری بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون واقع در ۴۴ هزارگزی جنوب خاور فهلیان و ۳۸ هزارگزی راه شوسهٔ کازرون به فهلیان. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ دَرْ رَ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش نصرت آباد شهرستان زاهدان. واقع در ۶۵هزارگزی جنوب خاوری نصرت آباد و ۳۰هزارگزی باختر راه شوسهٔ زاهدان به خاش. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).

کلمات هم‌قافیه با «دره شور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید