معنی درهرهة
7 بازدید
[ دَ رَ رَ هَ ] (ع اِ) ستارهٔ بسیار روشن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || کارد سر کج، و آن معرب است. (از منتهی الارب ). کارد سرکج که عامه آن را «منجل» نامند. (از ذیل اقرب الموارد از لسان). ریشهٔ آن «دَرَه» فارسی است و عرب آن را معرب ساخته حروفی از جنس خود بر آن افزوده اند. (از المعرب جوالیقی ص ۱۵۱). || زنی که بر شوی خود چیره باشد. (از ذیل اقرب الموارد از تاج العروس).
کلمات همقافیه با «درهرهة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هة» برای سرودن شعر