معنی درمسرای
5 بازدید
[ دِ رَ سَ ] (اِ مرکب) درم سرا. سرای درم. دارالضرب. ضرابخانه. دارالسکه. (دهار). میخکده : نمود صبح درست ستاره خالی ماند درم سرای فلک همچو کلبهٔ قلاب. خواجه عمید لوبکی (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «درمسرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر