معنی درماش
6 بازدید
[ دُ ] (اِ مرکب) مروارید درشت به اندازهٔ ماشی. (یادداشت مرحوم دهخدا). - اختلاط ماش به درماش؛ ممزوج و مشتبه کردن ناچیزی به چیزهای گرانبها و نفیس. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «درماش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر