معنی درقة
8 بازدید
[ دَ رَ قَ ] (ع اِ) درقه. سپر. (منتهی الارب ). جحفة که آن سپری است از پوست و آنرا چوب و «عقب» نیست. (از اقرب الموارد). ج، دَرَق، و أدراق، دِراق. (منتهی الارب ). و رجوع به دَرَق و درقه شود. || روزن نهر، معرب است. (منتهی الارب ). «خوخه» و دریچه ای در نهر. (از اقرب الموارد). مَقْسَم میاه. (یادداشت مرحوم دهخدا). ج، دَرَق. (اقرب الموارد)، دَرَقات. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «درقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر