معنی درفس
7 بازدید
[ دِ رَ ] (معرب، اِ) معرب درفش. (یادداشت مرحوم دهخدا). رایت، و آن معرب از فارسی است. (از المعرب جوالیقی). نشان بزرگ. (منتهی الارب ). علم بزرگ. (از اقرب الموارد). || جامهٔ ابریشم. (منتهی الارب ). حریر. (از اقرب الموارد). || (ص) شتر کلان جثه. (منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد از لسان). || مرد فربه و سطبر. (منتهی الارب ). || اسد و شیر بزرگ. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «درفس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فس» برای سرودن شعر