معنی درف
7 بازدید
[ دَ ] (ع اِ) پناه و سایه و جانب. (منتهی الارب ). کنف و ظل. (اقرب الموارد). گویند: هو تحت درف فلان؛ یعنی او در کنف و سایهٔ فلان است. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «درف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر