معنی درغو
9 بازدید
[ دُ ] (اِ) فضله و پس مانده از حلوا که در سبو باقی مانده باشد. (آنندراج) (از شعوری).
کلمات همقافیه با «درغو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غو» برای سرودن شعر