معنی درطلب
6 بازدید
[ دُ طَ لَ ] (نف مرکب) طالب در. جویای دُر: چون درطلب از برای فرزند می بود چو کان لعل در بند.نظامی. از درطلبان آن خزانه دلاله هزار در میانه.نظامی.
کلمات همقافیه با «درطلب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر