معنی درشکن
5 بازدید
[ دُ شِ کَ ] (نف مرکب) درشکننده. شکنندهٔ در و گوهر. خرد کنندهٔ در. مفتت مروارید: کی شدی این سنگ مفرح گزای گر نشدی درشکن و لعل سای.نظامی.
کلمات همقافیه با «درشکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر