معنی دردکننده
7 بازدید
[ دَ کُ نَ نْ دَ / دِ ] (نف مرکب) دردکن. دردآورنده. مورث رنج و الم. دردآور. آزاردهنده : بضرورت برسانید وقتی که سلطان در خشم بود از اخبار دردکننده که برسیده بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶۰۹).
کلمات همقافیه با «دردکننده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر