معنی دردجای
6 بازدید
[ دَ ] (اِ مرکب) موضع درد. جای درد. جایی که درد کند. محل الم. لَماس. (منتهی الارب ).
کلمات همقافیه با «دردجای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر