معنی دردام
6 بازدید
[ دُ ] (اِ) گوشه نشین و زاهد. (آنندراج). زاهد تسبیح گردان و گوشه نشین و مرتاض. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دردام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر