معنی دردآشام

معنی دردآشام

9 بازدید
[ دُ ] (نف مرکب) دردآشامنده. آشامندهٔ درد. آنکه جام شرابی را تهی می کند و تا ته آن می آشامد. (ناظم الاطباء). توسعاً شرابخوار: می با جوانان خوردنم خاطر تمنا می کند تا کودکان در پی فتند این پیر دردآشام را. سعدی. درین سماع همه ساقیان شاهدروی برین شراب همه صوفیان دردآشام.سعدی. مستی از من پرس و شور عاشقی آن کجا داند که دردآشام نیست.سعدی. آن حریفی که شب و روز می صاف کشد بود آیا که کند یاد ز دردآشامی.حافظ. جمله وحش و طیر مست جام عشق جان هر یک گشته دردآشام عشق. اسیر لاهیجی (از آنندراج). فلک امشب به کام رند دردآشام می گردد عسس رو خواب راحت کن که امشب جام می گردد. ملا فغفور لاهیجانی (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «دردآشام»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ام» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید