معنی دربند خزران
7 بازدید
[ دَ بَ دِ خَ زَ ] (اِخ) شهری است بر کران دریا میان این شهر و دریا زنجیری کشیده عظیم، چنانکه هیچ کشتی اندر نتواند آمدن مگر بدرتوری (ظاهراً: بدستوری) و این زنجیر اندر دیوارها بسته است محکم که از سنگ و ارزیر کرده اند و از وی جامهٔ کتان و زعفران خیزد و آنجا بندگان افتند از هر جنسی از آن کافران که پیوستهٔ اویند. (حدود العالم).
کلمات همقافیه با «دربند خزران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر