معنی درباری
6 بازدید
[ دَ ] (ص نسبی) منسوب به دربار. هر چیز منتسب به دربار. هر کس که وابسته به دربار است. ملازم و خادم پادشاه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «درباری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر