معنی درایش
7 بازدید
[ دَ یِ ] (اِمص) اسم مصدر از دراییدن. تأثیر. اثر کردن. (برهان) (آنندراج). سرایت. (ناظم الاطباء): همه آزمایش همه پرنمایش همه پردرایش چو گرگ طرازی. مصعبی (از تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۸۴).
کلمات همقافیه با «درایش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر