معنی دراویش
7 بازدید
[ دَ ] (ع اِ) جِ درویش. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به درویش شود.[ دَ ] (اِخ) پیروان محمداحمد متمهدی سودانی. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به متمهدی سودانی شود.
کلمات همقافیه با «دراویش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر