معنی دراشکفت

معنی دراشکفت

9 بازدید
[ دَ اِ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چرداول بخش شیروان چرداول شهرستان ایلام، واقع در ۸هزارگزی جنوب خاوری چرداول و ۵هزارگزی باختر راه مالرو شیروان. آب آن از رودخانهٔ چرداول و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ دَ اِ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرغا بخش ایذهٔ شهرستان اهواز، واقع در ۴۲هزارگزی جنوب باختری ایذه، با ۱۸۵ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ دَ اِ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان زلقی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد، واقع در ۷۰هزارگزی جنوب خاوری الیگودرز و کنار راه مالرو شادآباد به عباسی با ۱۳۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ دَ اِ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گازهٔ بخش پاپی شهرستان خرم آباد، واقع در ۱۸هزارگزی شمال باختری سپیددشت با ۱۰۰ تن سکنه. آب آن از سراب ایروه و راه آن مالرو است. غار بزرگی در این آبادی وجود دارد. ساکنان آن از طایفهٔ فولادوند هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ دَ اِ کَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان بوشهر، واقع در ۴۵۰۰هزارگزی جنوب خاوری بوشهر و ۲هزارگزی راه شوسهٔ شیراز به بوشهر. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).

کلمات هم‌قافیه با «دراشکفت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید