معنی دراز آمدن
5 بازدید
[ دِ مَ دَ ] (مص مرکب) دراز شدن. طولانی گشتن. طویل شدن. - دراز آمدن سخن؛ طولانی شدن آن : بیا و گونهٔ زردم ببین و نقش بخوان که گر حدیث نویسم سخن دراز آید.سعدی.
کلمات همقافیه با «دراز آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر