معنی درازکش کردن
5 بازدید
[ دِ کَ / کِ کَ دَ ] (مص مرکب) در اصطلاح نظام، بروی خفتن. برو بدرازا خفتن. (یادداشت مرحوم دهخدا). دمر شدن. به رو بر زمین قرار گرفتن. از حرکات نظام هنگام تیراندازی، تا خویشتن استتار کنند و هدف گلولهٔ دشمن قرار نگیرند.
کلمات همقافیه با «درازکش کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر