معنی درازه
7 بازدید
[ دِ زَ ] (ص) طویل. مطول. دراز. هر چیز دراز. || (اِ) رشتهٔ دراز. (ناظم الاطباء).[ دِ زَ ] (اِخ) دهی است جزء بخش شهریار شهرستان تهران، واقع در یکهزارگزی جنوب شهریار با ۲۲۷ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین میشود و راه آن از طریق آدران ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ دِ زَ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش حومهٔ شهرستان نائین، واقع در ۳۶هزارگزی جنوب نائین و ۷هزارگزی راه مالرو نائین به هاشم آباد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «درازه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر