معنی درازنره
4 بازدید
[ دِ نَ رَ / رِ ] (ص مرکب) آنکه نره ای دراز دارد، چون: اسب درازنره. (یادداشت مرحوم دهخدا). که شرم بلند و طویل دارد: سَملَج؛ مرد دراز و گرد نره. فَخور و فَیٌخَر؛ اسب بزرگ و دراز نره. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «درازنره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر