معنی دراززندگانی
5 بازدید
[ دِ زِ دَ / دِ ] (حامص مرکب) طویل العمر. بسیارزیست. (یادداشت مرحوم دهخدا): اندر کوههای وی [ کرمان ] مردمانی اند دراززندگانی و تن درست. (حدود العالم). امیرالمؤمنین دراززندگانی تر از همهٔ اقربا باشد. (قابوسنامه).
کلمات همقافیه با «دراززندگانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر