معنی درادوزا
8 بازدید
[ دَرْ را ] (نف مرکب) درنده و دوزنده. صفت دائمی از دریدن و دوزیدن (دوختن). || آنکه خوب برش و دوخت کند. || راتق و فاتق. (آنندراج). مخلط مِزیل. (السامی نسخهٔ عکسی ص ۱۳۴). صاحب تجربه و دانا و عاقل باشد که اگر احیاناً کاری ناصواب از او سرزند اصلاح آن را بدانستگی تواند کرد. (برهان): خه خه ای دلبر درادوزا نیک می دری و خوش می دوزی. کمال اسماعیل. || کسی را نیز گفته اند که جنگ و صلح و نیکی و بدی را با هم کند. درانه و دوزانه. رجوع به دراودوزا شود.
کلمات همقافیه با «درادوزا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زا» برای سرودن شعر