معنی درابزین
9 بازدید
[ دَ ] (معرب، اِ) مأخوذ از یونانی تراپزیون . طارمی. دارابزین. دارافزین. نرده. جلفق. (تاج العروس). حلفق. تفاریج. محجر و شبکهٔ اطراف باغ و خانه. (ناظم الاطباء). ج، درابزینات. و رجوع به درابزینات شود: فلماتم بناؤها نقش علی دائرة الدرابزین. (معجم البلدان ج ۴ ص ۶۸).
کلمات همقافیه با «درابزین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر