معنی درآشامیدن
7 بازدید
[ دَ دَ ] (مص مرکب) آشامیدن. نوشیدن. بلعیدن : هفت دریا را درآشامد هنوز کم نگردد سوزش آن خلق سوز.مولوی. رجوع به آشامیدن شود.
کلمات همقافیه با «درآشامیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر