معنی ددی
7 بازدید
[ دَ ] (حامص) سبعیت. درندگی ددگی. دد بودن : زان از ددگان بر او بدی نیست کآلایشی از ددی در او نیست.نظامی. از بسکه ددانش دیده بودند از خوی ددی بریده بودند.نظامی.
کلمات همقافیه با «ددی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر