معنی ددری
6 بازدید
[ دَ دَ ] (ص نسبی) منسوب به ددر. || آنکه بیرون خانه دوست دارد. کودکی که میل دارد به کوچه و خیابان رود. || زن شایق به گردش در کوچه و بازار. زن که به خانه های کسان رود تباهکاری را. زن که به کار بد رود به خانه های غیر. زن بدعمل. زن تباهکار.
کلمات همقافیه با «ددری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر