معنی ددد
25 بازدید
[ دَ دَ ] (ع اِ) بازی. (منتهی الارب). لعب. بازی و لهو. (ناظم الاطباء). رجوع به دد شود.[ دَ دِ ] (ع ص) بازی دوست. بازیگوش. (ناظم الاطباء). در گفته طرماح : و استطرقت طعنهم لما احزأل بهم آل الضحی ناشطاً من داعب دَدِد. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ددد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دد» برای سرودن شعر