معنی دخیل شدن
7 بازدید
[ دَ شُ دَ ] (مص مرکب) دخیل کسی شدن؛ به او ملتجی شدن. پناه بردن : اگر چه در میان افغان چادر بر سر کسی انداختن علامت دخیل شدن است... فائده ای از این گفتگوی و دخیل شدن مترتب نگردید. (مجمل التواریخ گلستانه).
کلمات همقافیه با «دخیل شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر