معنی دخریص
7 بازدید
[ دِ ] (معرب، اِ) معرب تیریز. تیریج. چاپوق. تیریز جامه. ج، دخاریص: و قال ان اهل هذه الجزائر لایکون اضح منهم حتی انهم یعملون القمیص مفروغا منه نسجا بالکمین و الدخریص. (اخبار الصین والهند). رجوع به دخاریص شود.
کلمات همقافیه با «دخریص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یص» برای سرودن شعر